قرآن بما هوقرآن یعنی سوای از روایات وشرح وبیانها وبراساس آنچه از متن آن درک میشود یک حقیقت است
وآنچه از تاویل ها وتفسیر ها وحکایات وروایات در می آید چیز دیگر
واتفاقا اختلاف بین فرقمسلمان هم از همین جا آغاز میشود
وگرنه قرآن که برای همه یکی است همه هم به آن اعتقاد وایمان دارند ولی گروهی از آن مهدویت ر
بی تردید همراه سختی آسانی است وبرای انسان حاصلی جز نتیجه سعی وتلاشش نیست
ولاجرم هرچه سعی وجهاد بیشتر کامیابی وموفقیت بیشتر است
اما چقدر سعی وتلاش ؟
به نظر بنده سعی وتلاش هم سقفی دارد
یکی از مرزهای تلاش آیه لا یکلف الله نفسا الا وسعها می باشد
دیگری ترازویی است که در یک کفه ارزش دنیا ودرکفه دیگر ارزش
جوانتر که بودم جهانبینی مریضی داشتم
هرکس را که عیبی در ظاهر ویا نقصی در کار ومنزلت ویا کمبودی در مال داشت کوچک می شمردم ودوری می کردم
سالها گذشت سرد وگرم روزگار خوب ادبم کرد
حالا برای هر انسانی به حکم انسان بودن اجر واحترام قائلم
نه هیچ کس را به خاطر کردار گذشته اش شماتت می کنم ونه قضاوت می کنم
برا
من هم مناظره را دیدم
همه چیز عریان بود
مثل کشف عورت
آنها که سرآمدان میهنم هستند
دروغ گفتند
تهمت زدند
دشنام دادند
آبروی هم رابردند
وعده های پوچ دادند
عوامفریبی کردند
معلوم شد همگی از سفره انقلاب خوب فربه شده اند
آنها روحانیون طراز اول میهن من وفرماندهان ارشد جنگ وجهاد هستند
همگی شیفته خدمتند
اما این
می گویند چرا باوجودیکه پیامبر در قرآن فرموده اجری بابت رسالتم نمی خواهم
ولی امتیازات فراوان از جمله خمس غنائم وانفال وخراج وامتازات زنا شوئی خاص برای او در نظر گرفته شدم
می اندیشم که پیامبر جانم به فدایش وقتی رسالت را شروع کرد وبرعلیه جهل وظلم وکفر قیام کرد واز جان وابرو وقبیله اش گذشت چه اجری از مر
یکی از فواید دموکراسی زنده نگهداشتن شور وامید مردم است
یعنی هرچقدر که مردم در فشار فقر وفلاکت وبی تدبیری فساد ودزدی مسئولین باشند 4سال که شد همه غلطها وتقصیر ها را می ندازن گردن یه فردی به نام رئیس جمهور ودوباره روز از نو روزی ازنو
وحالا در دوره جدید قرار است یک منجی بیاید وهمهمشکلات را حل کند
وشوق
یک آیه دو کلمه ای در قرآن هست که باید خطمشی کیفی مدیریت دنیا باشد ووالسلام
ویل للمطففین
وای به حال کم فروش
آقای دکتر که برای بیمار کم وقت می گزاری
آقای معلمی که برای تدریس کم مطالعه می کنی
آقای کارمندی که برای کار مراجعین کم وقت می گزاری
آقای معماری که میلگرد ضعیف بجای قوی می گزاری
دانش آموزی که کم
گاهی که دلم تنگ می شود
قلم در دست می گیرم تا با کاغذ درددل کنم
موضوعات در ذهنم رژه می روند
تنها چیزی که به دلم می نشیند نام ویاد توست
دیگران آیینه وار نور را منعکس می کنند
اما تو خود نور هستی خود زیبایی وخود حقیقتی
دیگران بی نور تو هیچ وپوچند وبه چشم نمی آیند
ومن از این حس ناب وزیبا به خود می بالم
چ
جوانمرد رودررو ودر میدان می جنگد
پلیدی است در خفا واز قفا حمله بردن وشبیخون زدن وبیگناهان را هدف کردن
هرقدر هم که محق باشی این شیوه در هیچ دین ومرامی تایید نمی شود
داعش زاییده اسلام نیست
زاییده سیاستمداران مسلمان است
اولویت اول آنها دنیایشان است
شاید بعدی دینشان
ماهم در شعله ور شدن این آتش مقصریم
من
تردید مثل خوره به جانت می افتد
واز زندگی می اندازد
تردید همه مقدسات تورا
نشانه می رود
مصیبتی که فرصتی بزرگ است
تا تو ننشینی
وتسلیم نشوی
روی این پل توقف ممنوع است
باید از تردید رد شوی
تردید مرضی است که مرض تعصب را می کشد
دردی است کهتحجر را می خشکاند
اگر ننشینی وبرخیزی
یا از مقدسات خود دفاع کن
یا آنها